Simroz.org
مقالات

حاشیه ای بر نقد رفیق بهروز بشارت پیرامون اعتصاب کارگران و رانندگان حمل و نقل جاده ای !  کامران پایدار

نوشته رفیق بشارت حاوی نکات خوب و ارزشمندی است . اینکه در دنیای جنایت و سود و سرمایه داری کارگران و زحمتکشانی که از هستی ساقط شده اند ، اعتصاب یگا نه ابزار نیرومند و موثر در مبارزه است . اینکه اعتصاب رانندگان تا حد بسیار زیادی سراسری و فراگیر و همگانی شد . اینکه رانندگان از بیست سال گذشته کماکان دارای اتحادیه و سازمان صنفی شهری ، استانی و سراسری بوده اند . اینکه در یک روز هفت هزار کار گر و راننده به صف اعتصاب پیوستند .اینکه عدم تسلط حکومت بر رانندگان و عدم توان حکومت در اخراج و تهدید های آنچنانی علیه رانندگان و… مقایسه اعتصاب رانندگان با دیگر اعتصابات در دیگر بخشهای کارگری مانند خودرو سازیها ، صنایع فولاد و ذوب آهن ، نیشکر هفت تپه و…. می خواهم بگویم همه اینها به جای خود . اعتصاب مطمن ترین ،قابل اتکا ترین ، برنده تربن و مهمترین ابزار مبارزه طبقه کارگری بر علیه سرمایه و حکومتهای کارگزار و مزدور آن است . قدرت کارگران در کارخانه است . سود و سود و سود بیشتر هدف نهایی و اصلی سرمایه است . سود شاهرگ حیاتی سرمایه است .حالا اگر در یک مرکز کارگری اعتصابی بر پا شود اولین اتفافی که می افتد قطع جربان و روند سود سرمایه است . قدرت کارگران در تعطیلی کار ، در خاموش کردن کارخانه ها و ایجاد اخلال و وقفه درمسیر افزایش سود و سرمایه است .اعتصاب از جمله گام بزرگ و اصلی و تعیین کننده کارگران در مبارزات روزانه و جاری است . سیر صعودی و افزایش روز افزون مبارزات کارگری در غالب اعتراضات ، تجمعات و اعتصابات در این یکسال اخیر بی سابقه بوده است . این برای جنبش کارگری و چپ نشانه و علامت مثبتی است . در مبارزات جاری کارگران تشکل و تحزب اساس و بنیاد و پایه همه چیز است . کارگران بدون اتکا به تشکل و سازمان و تحزب یک نیروی شکننده ، ضعیف و خلع سلاح شده اند . آیا اعتصاب فقط صنفی است ، یعنی ما می خواهیم با اعتصاب چکار کنیم ؟ آیا خواسته و مطالبه ما افزایش دستمزد، نقد شدن دستمزدهای معوقه ، کاهش سا عت کار ، ایمنی در محیط کار ، بیمه و…. است . آیا اعتصاب فقط ابزاری صنفی است ؟ یا اینکه نه ، علاوه بر اهدف صنفی اعتصاب میتواند و باید در جهت خواستهای دورتر استراتژیکی سیاسی کارگران و در مسیر نهایی انقلاب کارگری هم با شد . در حال حاضر بزرگترین و اصلی ترین نقصان و ضعف جنبش کارگری ما عدم سازمان ، عدم تشکل و عدم تحزب است . عدم تحزب یعنی نبود و فقدان یک حزب کمونیستی کارگری هشیار و مسول و دلسوز و پیگیر و … کارگر عاصی و به جان آمده ، کارگر غیر متشکل و بی سازمان ، کارگر بدون تکیه بر حزب سیاسی و طبقاتی منحصر به فرد خود بمثابه گلادیاتور آموزش ندیده و بدون سلاح و جنگ افزاری است که راهی میدان نبرد میشود . کارگر منفرد و گسیخته ، کارگر خلع سلاح شده و بدون تحزب و تشکیلات در ابتدا یا میانه راه یا مبارزاتش را سرکوب و منحرف میسازند و یا اگر در بهترین حالت این کارگر موفق به سرنگونی حکو مت هم شود متاسفانه میوه این پیروزی توسط طبقات دیگر چیده و برداشت میشود این میشود همان اتفاق و سناریوی سال 57  . طول و عرض و ابعاد کمی و کیفی یک اعتصاب چگونه است ؟ کمیته اعتصاب و هسته های مخفی  متشکل از فعالین و رهبران با نفوذ کارگری آیا شکل گرفته است ؟ مجامع عمومی ، مجامع عمومی و شوراهای واقعی کارگری آیا در سطوح منطقه ای ، شهری ، استانی و سراسری تحقق یافته است ؟ از کمیته ها و صندوق های مالی و غیر انتفاعی که حامی مالی کارگران زندانی و اعتصابی هستند چه خبر ؟ آیا این ارگانها وجود دارند ؟ آیا احزاب مدعی چپ و کمونیسم اینها را در سیاست و برنامه هایشان لحاظ کرد ه اند . بنا به آماری حزب لنین در آستانه اکتبر فقط بیش از شصت هزار ارتباط زنده و موثر با فعالین کارگری در همه مراکز کارگری و صنعتی روسیه داشته است ؟ احزاب و فرقه های مدعی کمونیسم کارگری چی ؟ اتحادیه آزاد کارگران ، کمیته پیگیری ، سندیکای واحد کارگران برق و فلز کارو … ، اگر خواسته باشیم خود فریبی نکرده باشیم آخر این محفل ها کجایشان تشکل و تحزب کارگریست ؟ این خانه از پایه ویران است . احزاب منحرف به لحاظ طبقاتی ، احزاب پاسیو و در حاشیه ، احزاب منزوی و پوپولیست و سرخورده اینها را در محفل های غیر کارگری ضرب کنید .  حاصل میشود انقلاب انسانی ، حکومت انسانی و خزعبلات ومزخرفاتی از این دست . نتیجه اش میشود سفر اخیر رضا شهابی به اروپا و سازمان جهانی کار و مواضع افتضاح امثال خانم شهلا دانشفر علیه رضا شهابی و…. تا زمانیکه جنبش کارگری ما بشود این چند تا محفل مدعی پوچ کارگر کارگری ، تا زمانیکه حزب کمونیستی رزمنده کارگری و حزب انقلاب کارگری و حزب کسب قدرت سیاسی بشود این احزاب فی الحال موجود پفکی این ضعف و این پاشنه آشیل اصلی جنبش کارگری و کمونیستی خواهد بود .
چاره زحمتکشان سازمان ، وحدت و تشکیلات است چاره کارگران در نهایت تکیه بر حزب کمونیستی کارگری و واقعی رزمنده است و برپایی انقلاب کارگری و سوسیالیسم فوری !
زنده باد اعتصاب کارگری — زنده باد انقلاب کارگری
 
کامران پایدار
خرداد 97

Related posts

حمایت از مبارزات کارگران هم یک وظیفه هم یک ضرورت مبرم…! آذر کیمیا

Sosialism Imroz

فدرالیسم،طرحی ارتجاعی برای سهیم شدن در قدرت دولتی نه پاسخ به “معضلات ملی”! سلام زیجی

Sosialism Imroz

کارل مارکس ستاره ای خاموش نشدنی

Sosialism Imroz

Leave a Comment